به گزارش مشرق، حسین حیدری پژوهشگر حوزه علوم اجتماعی در یادداشتی نوشت؛ ۱۳ آبان برای ما ایرانیان مجموعهای از رخدادهای تاریخی از تبعید امام خمینی(ره) در سال ۱۳۴۳ در اعتراض به قانون کاپیتولاسیون، شهادت دانشآموزان در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ و تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ بود که هر یک به نوعی در شکلگیری حافظه سیاسی و اجتماعی ایران معاصر نقش داشتهاند. این سه رخداد، وقایعی هستند که با وجود تفاوت در زمینه و ماهیت، یک نقطه مشترک دارند و آن مسئله استقلال و حق تعیین سرنوشت است. البته اهمیت امروز سیزدهم آبان را نباید تنها در یادآوری این حوادث جستوجو کرد، بلکه پرسش مهمتر این است که این حافظه تاریخی چه نسبتی با نیازها و مسئولیتهای نسل امروز دارد و چگونه میتواند در ساختن آینده نقشآفرین باشد؟
وی افزود: واقعیت این است که هیچ ملتی تنها با یاد آوری گذشته خود به آینده نمیرسد، چرا که تاریخ زمانی به سرمایه یک جامعه تبدیل میشود که بتواند در فهم مسائل امروز و انتخاب مسیر فردا به کار آید، و اگر قرار باشد ۱۳ آبان تنها در قالب روایت حوادث گذشته و تکرار مفاهیم آشنا باقی بماند، بخش مهمی از ظرفیت فکری آن نادیده گرفته خواهد شد از اینرو، ۱۳آبان در حقیقت فرصتی برای بازاندیشی درباره مفهوم استقلال است، مفهومی که در تجربه تاریخی ملت ایران با مقاومت در برابر مداخله و سلطه بیگانگان پیوند خورده، اما در شرایط کنونی ابعاد گستردهتری پیدا کرده است.
حیدری بیان کرد: در گذشته، استقلال بیش از هر چیز در قالب رهایی از سلطه سیاسی و حفظ حق تصمیمگیری ملی مطرح بود، و این مطالبه همچنان اهمیت خود را دارد، زیرا تحولات جهان نشان داده است که سلطه دیگر تنها با حضور نظامی یا مداخله مستقیم سیاسی تحقق پیدا نمیکند، و عواملی نظیر انحصار فناوری، وابستگی علمی، کنترل جریان اطلاعات و حتی تحمیل الگوهای خاص توسعه، میتوانند شکلهای تازهای از وابستگی را به وجود آورند. از همینرو، ممکن است کشوری از استقلال سیاسی برخوردار باشد، اما در تولید دانش، فناوریهای راهبردی و حتی صورتبندی مسائل خود به دیگران وابسته بماند.
این پژوهشگر علوم اجتماعی در ادامه نوشت: از این منظر، مسئله اصلی امروز ما عبور از استقلال از یک مطالبه تاریخی به استقلال به مثابه یک توانایی تمدنی است، زیرا استقلال در معنای عمیق خود، فقط به این معنا نیست که دیگران برای ما تصمیم نگیرند، بلکه به این معناست که خودمان قدرت تشخیص مسئله، انتخاب مسیر و ساختن راهحل را داشته باشیم و اینجاست که پیوند میان استقلال سیاسی و استقلال فکری آشکار میشود. بنابراین، جامعهای که قدرت اندیشیدن و تولید نظریه نداشته باشد، حتی اگر در برابر سلطه سیاسی مقاومت کند، ممکن است در عرصههای دیگر به وابستگیهای تازه گرفتار شود.
وی افزود: از همین زاویه میتوان به مفهوم استکبارستیزی نگاهی عمیقتر داشت، زیرا استکبارستیزی در تجربه تاریخی انقلاب اسلامی، پاسخی به مناسبات سلطه و نابرابری در نظام بینالملل بوده است، اما تداوم و اثربخشی آن در جهان امروز، نیازمند توجه جدی به وجه ایجابی این مفهوم است. همچنین مخالفت با سلطه، زمانی به یک ظرفیت ماندگار تبدیل میشود که با توانایی تولید و پیشرفت همراه باشد، زیرا نمیتوان از استقلال سخن گفت، اما نسبت به وابستگی علمی و فناورانه بیتفاوت بود، یا نمیتوان از خودباوری دفاع کرد، اما زمینه ظهور استعدادها و خلاقیتهای داخلی را فراهم نکرد. بر این اساس و به باور من، یکی از مهمترین معیارهای سنجش موفقیت یک جامعه در مسیر استقلال، میزان توانایی آن در تولید دانش، خلق فناوری و ارائه راهحل برای مسائل خودش است.
حیدری اظهار داشت: در چنین برداشتی، استکبارستیزی تنها یک موضع در برابر قدرتهای بیرونی نیست، بلکه نوعی اراده برای ساختن و توانمند شدن نیز هست و جامعهای که بتواند در عرصه علم و فناوری پیشرفت کند، از ظرفیت اقتصادی خود بهره ببرد و در تولید اندیشه و فرهنگ سهم داشته باشد، امکان بیشتری برای حفظ استقلال و اثرگذاری در مناسبات جهانی خواهد داشت. بر این اساس، مقاومت تاریخی زمانی به دستاوردی پایدار تبدیل میشود که در زندگی واقعی مردم، کیفیت آموزش، قدرت علمی دانشگاهها و در توانایی حل مسائل کشور دیده شود. این همان نقطهای است که آرمان استقلال به مسئله توسعه و تمدنسازی پیوند میخورد.
این استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه علوم اجتماعی خاطر نشان کرد: در این میان، نمیتوان از جایگاه دانشآموزان سخن گفت و تنها به نقش تاریخی آنان در وقایع ۱۳ آبان بسنده کرد، زیرا دانشآموزان در حافظه این روز، یادآور نسلی هستند که در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، حضور اجتماعی و سیاسی خود را به نمایش گذاشتند. اما پرسش امروز این است که چگونه میتوان آن روحیه مسئولیتپذیری و مطالبهگری را در شرایط متفاوت کنونی بازآفرینی کرد؟ پاسخ را باید در تغییر جایگاه دانشآموز در نظام تعلیم و تربیت جستوجو کرد، چرا که دانشآموز امروز نباید تنها مخاطب روایتهای تاریخی باشد، بلکه او باید فرصت آن را پیدا کند که درباره تاریخ، جامعه و آینده پرسش کند، بیندیشد و نظر خود را شکل دهد.
وی افزود: یکی از آسیبهای جدی در مواجهه با نسل جدید این است که گاهی بیش از آنکه به قدرت فهم و اندیشه او اعتماد کنیم، بر انتقال مجموعهای از پاسخهای از پیش آماده تأکید داریم. از همینرو، نسلی که قدرت پرسشگری و تفکر انتقادی نداشته باشد، به دشواری میتواند در برابر وابستگیهای فکری و فرهنگی مقاومت کند و نمیتوان از دانشآموز انتظار داشت در آینده تولیدکننده علم و فناوری باشد، اما امروز فرصت تجربه، خلاقیت، نقد و حتی خطا کردن را از او گرفت. پرورش انسان اندیشهورز، یکی از بنیادیترین پیششرطهای استقلال تمدنی است. از همینرو، این مسئله مسئولیت نظام آموزشی و دانشگاهی را نیز دوچندان میکند.
حیدری بیان کرد: مدرسه و دانشگاه نباید تنها محل انتقال محفوظات و بازتولید دانستههای موجود باشند، زیرا جامعهای که به آینده مستقل میاندیشد، به نظام آموزشی نیاز دارد که قدرت مسئلهیابی و حل مسئله را در نسل جوان تقویت کند. البته چنین تحولی تنها با تغییر کتابهای درسی یا افزودن چند عنوان جدید به برنامههای آموزشی حاصل نمیشود، بلکه به تغییر نگرش نسبت به دانشآموز، معلم، یادگیری و نقش اندیشه در زندگی اجتماعی نیاز دارد و برای تحقق آن باید به نسل جدید اعتماد کرد، صدای او را شنید و امکان مشارکت واقعیاش را در فرایندهای فرهنگی، علمی و اجتماعی فراهم آورد. همچنین در کنار این مباحث، نباید از مفهوم امید غافل شد، زیرا نمیتوان از نسل جوان خواست به آینده امیدوار باشد، اما درباره دشواریها، محدودیتها و مسائل واقعی جامعه با او سخن نگفت. از همینرو، امید زمانی شکل میگیرد که فرد احساس کند توانایی اثرگذاری دارد و جامعه نیز برای استعداد و تلاش او فرصت فراهم میکند.
حیدری در پایان این یادداشت اظهار داشت: ۱۳ آبان به ما یادآوری میکند که استقلال یک مطالبه تاریخی و در عین حال مسئولیتی همیشگی است و هر نسل باید متناسب با شرایط زمانه خود، معنای این مسئولیت را درک کند و برای تحقق آن راهی تازه پیدا کند. اگر نسل دیروز در برابر سلطه ایستاد، نسل امروز باید با اندیشه، دانش و خلاقیت، امکانهای تازهای برای پیشرفت و اقتدار ایران فراهم کند. حماسه دیروز زمانی به امید فردا پیوند میخورد که دانشآموز امروز صرفاً راوی تاریخ نباشد، بلکه با پرسشگری و آفرینندگی، در ساختن تاریخ آینده سهم داشته باشد. بنابراین، شاید مهمترین وفاداری به آرمان استقلال نیز همین باشد: تبدیل حافظه مقاومت به قدرت اندیشیدن، ساختن و تمدنآفرینی.




